زندگی من و بابازندگی من و بابا، تا این لحظه: 17 سال و 11 ماه و 27 روز سن داره
محمد منمحمد من، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره

نگفته هایی در من، برای تو

نامه صد و چهل و سوم

1394/3/16 8:39
نویسنده : الی
1,457 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز مامان

عزیزی که دیگه قد یه دنیا ازم دور نیست

عزیزی که تو فاصله یه قدمی منه ... یه قدم 6 ماهه 

خیلی وقته که نیومدم بنویسم

تو این خیلی وقت روزها با شادی به روال عادیشون میگذشت... هر چند که بودن تو برای من یه روال عادی نیست

برای من روزهای خاصیه که تکرار نشدنی و لحظه لحظه شادیش شادیهای خاصیه که اونم دیگه تکرار نمیشه

12 هفته اول روزهای پر استرسی بود

ترس دیگه نبودن تو و خدای نکرده ایست قلبی تو هفته های اول بارداری

اما تو سفت و محکم تا اخرش میخوای با مامانت و بابات بمونی

گاهی تکونهای خیلی کمی رو حس میکنم ... با اینکه همه بهم میگن که حرکت روده است ولی من مطمئن هستم که خود توئی که میخوای لحظه های بودنت رو با مامانت شریک بشی

امروز که دارم برات مینویسم 14 هفته و 6 روزته  ... این اعداد برای من خیلی عجیبن ... هیچوقت نمیتونستم تصور این روزها و این اعداد رو بکنم

ولی به لطف خدا و حضرت زهرا  دارم این روزهای قشنگ رو تجربش میکنم

 

28 اردبیهشت اولین روز 12 هفتگیم بود ... رفتم سونو ان تی برا چک سلامتیت .... وقتی رو تخت خوابیدم استرس زیادی داشتم ... اینقدر که دور تو رو سفت کرده بودم و تو نمیتونستی بچرخی تا خودتو قشنگ بهمون نشون بدی

خانم دکتر بهم گفت چه خبرته ... یه کم خودتو شل کن... منم با ترس گفتم من خیلی استرس دارم شما فقط بهم بگید زنده است یا نه ... اونم گفت چرا زنده نباشه  .. نگام که تو مانیتور بهت افتاد دیدم دستای کوچولو  و خوشگلت رو داری تکون میدی .. یه نفس راحت کشیدم .. ولی باز نتونستم خودمو شل کنم .. به ناچار از رو تخت بلند شدم و رفتم برا یه ساعت و نیم بعد

کلی چیز شیرین  خوردم و برگشتم رو تخت سونو .. خودم ریلکس کردم تا تو عزیز دلم چرخیدی... اندازه های لازم رو گرفتن و بین حرفاشون حرف m رو اوردن که من از اونجا حدس زدم شما باید پسر گلی باشی

بعد از اونجا رفتم تو یه اتاق دیگه سونو که دکتر طهماسب پور سونو نهایی رو میکرد

نگاه کرد و گفت خوبه .... پسره... البته احتمالا

فکر کنم تو از همون اول میخواستی خودتو به ما نشون بدی که من بتونم راحت باهات ارتباط برقرار کنم... 

اما تعیین جنسیت نهاییت میمونه برای 18 هفتگیت

برای من که فرقی نمیکرد که تو چی باشی ... همین که باشی و سلامت باشی برای مامانت کافیه

پسندها (3)

نظرات (1)

مامان امیرعلی
31 خرداد 94 11:07
وای خدای من باور کن نمی دونم چطور بهت بگم که چقدر خوشحالم کاملا حست را می فهمم اون لحظه که دستای کوچولوش را تو مانیتور دیدی خیلی برات خوشحالم خیلی خدا را شکر
الی
پاسخ
ممنون عزیز و همراه همیشگی من